در انتهای اندوه دریچه روشن گشاده است Autore: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم آینه ها و شب پره ها ی مشتاق را به من…” “پـرِ پـرواز ندارمامّادلی دارم و حسرتِ دُرنـاهاو به هنگامی که مرغانِ مهاجردر دریاچهی…” “به جست و جوی توبر درگاه ِ کوه میگریمدر آستانه دریا و علف....به جستجوی تودر معبر …” “حرف مزخرف خريدار ندارد، پس تو که پوزه بند به دهان من ميزنی از درستی انديشهمن، ا…”