مرهم زخم های کهنه ام کنج لبان توست!بوسه نمیخواهم،چیزی بگو. Auteur: احمد شاملو Copy Quote More from احمد شاملو “در مدرسهآموزگارکدام دختر استکه شو میکند به باد؟کودکدختر همهٔ هوسها.آموزگارباد،…” “همهلرزش دست و دلماز آن بود کهکه عشقپناهی گردد،پروازی نهگریز گاهی گردد.ای عشق ای…” “تلخچون قرابه ی زهریخورشید از خراش خونین گلو می گذرد.سپیداردلقک دیلاقی ستبی مایه…” “گر بدينسان زيست بايد پستمن چه بيشرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزمبر بلن…”