گمان می کنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمی توانم کمترین ایستادگی بکنم، افسار من به دست اوست. Auteur: Sadegh Hedayat Copy Quote More from Sadegh Hedayat “گاهی خنده بیخ گلویم را میگیرد، آخرش هیچکس نفهمید درد من چیست، همه گول خوردند.” “این هوشی که به آن می نازیم و در هر ساعت به آن تفاخر می کنیم، در هر دقیقه ما را …” “ای مرگ تو نوشداروی ماتمزدگی و نا امیدی می باشی تو پرتو درخشانی اما تاریکت میپند…” “A story is only an outlet for frustrated aspirations, for aspirations which the…”