گمان می کنم آزادم ولی جلو سرنوشت خودم نمی توانم کمترین ایستادگی بکنم، افسار من به دست اوست. Autor: Sadegh Hedayat Copy Quote More from Sadegh Hedayat “این مردُم دِه را میگوئی بیچاره ها... از جانوران کمترند، آنچه که آنها را اداره میک…” “There are sores which slowly erode the mind in solitude like a kind of canker.” “اگر مرگ نبود همه ارزویش میکردند” “ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ﻣﺎﺩﺭ ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﺮ ﺍﺯ ﺍﻃﺎﻕ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ، ﺭﺧﺴﺎﺭﻩ ﺍﺑﺮﻭهایش ﺭﺍ ﺑـﺎﻻ…”